بیداری همیشه انسان ( 262 )

اگر چه عمر تو در انتظار میگذرد
دل فقیر من! این روزگار میگذرد
بهار فرصت خوبی است گل فشانی را
به میهمانی گل رو بهار میگذرد
چه مانده ای به تماشای تیرگی و غبار
همیشه هست غبار و سوار میگذرد
تمام چشمه دلان از کنار ما رفتند
اگر نه سنگدلی جویبار میگذرد
دلی که شوق رهایی در اوست ای دل من
بدون واهمه از صد حصار میگذرد
" سلمان هراتی "
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۱ ق.ظ توسط رویاپوراحمدگربندی
|