Related image

وقتی بگو بخند تو در خانه جا نشد

 

لفظ بیا ببند به زخمت روا نشد

 

صبح دراز تو سر مغرب شدن نداشت

 

مویت سفید گشت و رفیق حنا نشد

 

قدری غذا بخور جگرم ریش ریش شد

 

شاید که ماندی و سفرت از قضا نشد

 

در خانه روسری به سرت قاتل من است

 

قتل کسی به پارچه ای نخ نما نشد

 

قحط طبیب شرم علی را مضاف کرد

 

قحطی چنین پر آب عیان هیچ جا نشد

 

جان خودم قسم که همین چند روز پیش گفتم

 

که کج کنم سر این میخ را نشد

 

پهلوی و روی موی و وضوی جبیره ات

 

چون من بساط قتل کسی رو به را نشد

 

***محمد سهرابی***